حاج ملا هادي السبزواري
177
شرح مثنوى
كبت : خوارى . و اما مسخ در اصطلاح تناسخيّه آنست كه از صورت انسانى - نفس - منتقل شود به صورت حيوانى . و آن اقسام دارد . و قسمى از آن ، چنان است كه اوصاف و خويهاى حيوانى ، چون بر نفس آدمى غالب شود و بر همان آلودگى بميرد چون جنسيّت به حيوانات عجم رسانيده ، پس چون در ارحام آنها ، اجنّه استعداد ارواح پيدا كرده باشند ، از همين نفوس آدميين كه ملوّث به شهوت و غضب و نابكارند ، به كار آنها بيايند و آنها را صاحب حيوة و روح كنند ، اماتهء اينها و اِحياء آنها باشد ، و قابل فيضِ جديد نيستند و اين نفوس آدميّه در آن صياصى حيوانيهء صامته عذاب بكشند ، بوزينه و خوك و خرس و غيرها بشوند ولى تناسخ در طريق مؤمنان نيست . ( ( 2594 ) ) اندرين امت نَبُد مسخ بدن * ليك مسخ دل بود اى ذو الفطن ن 955 14 - ك 323 22 ليك مسخ دل بود : يعنى روح آدمى به حسب باطن مىشود مثل روح سگ و خوك باشد - نه به ظاهر - به سببِ دريدن ، و پاى اين و آن را گرفتن ، و شهوت حيوانى راندن . بلكه به حسب برازخ اعمال ، لازم است مصوّر شدن روح به صور ملكوتيه ، نه ملكيه . و اين را تناسخ ملكوتى و تجسّم اعمال گويند . و احاديث بر طبق اين مذكور شد . اى ذو الفطن : اى صاحب فطانت و زيركى . ( ( 2595 ) ) چون دل بوزينه گردد آن دلش * از دل بوزينه شد خوار آن گلش ن 955 15 - ك 323 23 شد خوار آن گلش : يعنى اعتنا به معنى است ، نه به صورت . پس روح آدمى اگر مانند روح بوزينه و سگ و مثل آن باشد ، به معنى همانهاست ، كه شيئيّت و هويّت به روح است نه به جسد . و خوارى صورت سگ و بوزينه و نحو اينها از خوارى روح حيوانى اينهاست . و الَّا صورت هر چه باشد گو باش اگر معرفت باشد ، گو در صورت مرغ باشد صورت انسان كامل را نمىبينى در سنّ شيخوخت در ذبول است . و در وصف ائمهء هدى در بعض آثار آمده : انفسكم فى النفوس و ارواحكم فى الارواح و اجسادكم فى الاجساد . ( ( 2615 ) ) يك جهان بىنوا پر پيل و ارج * بىطلسمى كى بماندى سبز مرج ن 956 14 - ك 323 36 ارج : فارسى ، كرگدن . ( ( 2618 ) ) ديدمت در جوع كلب و بىنوا * مىشتابيدم كه آيى تا دوا ن 956 17 - ك 323 37